سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

سپهر عشق مامان

روزت مبارک مادرم...

مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت . شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم . مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد . ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر . تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است . مادرم. . . ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی ...
11 ارديبهشت 1392

روز زیبای زن مبارک

مهربان خدایا، تورا سپاس که زلال مهربانیت را در سرچشمه وجود من جاری ساختی و مرا زن نام نهادی، تورا سپاس که گل های باغ بشریت را به من سپردی و مرا مادر خطاب کردی، تو را سپاس که مرا لبریز از لطافت و مهر کردی و لباس مرد عنوان دادی، تورا سپاس که بر مروارید وجودم پوششی از عفاف و حیا کشیدی و مرا همسر قرار دادی، مبارک باد بر تو چنین خلقتی و نیکو و گوارا باد بر من وجود چنین خالقی...   سالروز میلاد زهرای اطهر و الگوی کامل زن مسلمان که بدرستی نام روز مادر و روز زن به خود گرفته بر عموم زنان سخت کوش میهن مبارک باد.   « طوفان تر از همیشه به سمتم وزیده ای» &nbs...
11 ارديبهشت 1392

درد و دل

سلام به زندگی مامان، هستی و عشق مامان. خیلی دلم میخواست بیام و واست بنویسم. ولی اینقدر بی حوصله و خسته شدم که حد نداره. بریدم. از همه چی. سنگین شدم. هم روحی و هم وزنی. الان هم که دارم واست مینویسم شما 1 سال و 7 ماه و 6 روزه هستی گلم. تقریباً دو هفته پیش تصمیم گرفتم دیگه اداره نرم. آخه خیلی غصه ام میگیره وقتی صبحا که میخوام برم اداره، میخوام جابجات کنم، تو هم گاهی اوقات بیدار میشی. آخه چه گناهی داری وقتی تو ی خواب نازی بخوام خواب زده ات بکنم که گاهی چشمای ناز و معصومت پر از اشک بشه.توی تصمیم مصمم بودم . به استخاره ی یه نفر اعتقاد دارم، ساعت 11و نیم شب زنگ زدم واسه استخاره، گفت فعلاً دست نگه دارم و از کارم بیرون نیام.گفت بد اومده.باز هم ...
8 ارديبهشت 1392

آقا سپهر دخترعمه دار شد

سلام گل پسرم. مقام جدیدت رو صمیمانه بهت تبریک میگم.بالاخره بعد از 9 ماه انتظار صاحب یه دختر عمه ی کوشمولو شدی. الهی .....چقد ناناز بود. دخترِ عمه معصوم (که احتمالاً اسمش آیسان هست) ، روز یکشنبه 10/10/91، ساعت 13:03 دقیقه بیمارستان مهر اهواز به دنیا اومد. امیدوارم قدمش واسه مامان و باباش مبارک باشه. شما هم دقیقاً 1 سال و 3   ماه و 8   روز از آیسان بزرگتری.         راستی پسر گلم ببخش که دیروز نبردمت که نی نی رو ببینی. آخه گفتم محیط بیمارستان آلوده هستش و تو هم سینه ات درد میکنه، واسه همین گذاشتمت پیش مادرجون. و فقط و فقط به خاطر شما توی بیمارستان از آیسان خانوم عکس گرفتم. ...
27 فروردين 1392

ادامه عکسها

آقا سپهرِ پفک خور ****** سپهر و بابایی (عاشقتونم) این قسمت از عکسها به پایین سد کارون 3 هستش که موقع برگشت از کچوئیه زمان استراحت انداختیم. ****** سپهر و عمویی ****** ****** قربون چشمای ناز و معصومت بشم. ****** اینکه پوشکش اینطوریه، کار بد نکرده ها، نمیزاشت پوشکش رو درست ببندم. شل و ول شده، جمع شده. ****** سه تفنگدار ****** شیرین زبون و بابایی ****** سپهر مامان و بهار جون. من عاشق این دخترم. از خدا ی چیز میخوام. اگه قرار شد به سپهر یه خواهر بده، مثل بهار باشه. واقعاً ادب و متانت وشیرین زبونی از این دختر می باره. خوش بحال مامانش. ****** دختر عمه ی آقا سپهر (آیسان خانم ج...
21 فروردين 1392

عکسهای 17 روز تعطیلات آقای آقایان

وقتی که آقا سپهر لباس مامانی رو به تن میکنه : ********** تو رو خدا پسر کارکن مامانی رو ببینید، بخدا ظرف میشوره در حد حرفه ای ****** مراسم چهلم پدر شوهرم که آقا سپهر گل سرسبد بچه ها بود و کلی سرگرم شد و دوست پیدا کرد ****** از راست به چپ (آرش، سپهر، مبینا خانم که سپهر عاشقشه و مبینا هم همینطور)، هدیه) ****** سپهر و عمو محمد توی حیاط پشتی خونه عمه صدیقه "صبح موقع برگشت به اهواز" ****** پست بعدی عکسهای آقا سپهر توی راه برگشت رو میزارم همراه با سفره هفت سین. مـــــــــــــــــــــــاچ ...
20 فروردين 1392

اندر احوالات 17 روز تعطیلات عید

این پست یه کم طولانیه (خاطرات 17 روز آقا سپهره خوب)اگه بخونید که لطف کردین. اگه حوصله و وقت و حسش نیست، توی 3-2 مرحله بخونید که منت گذاشتین و همین که به وبلاگ من و پسر گلم سر زدین ممنونیم.   امسال ما به خاطر فوت آقا جون سپهر (بابای بابایی) دید و بازدید نداشتیم. نمیخواستم سفره هفت سین هم بندازم. اما به خاطر شما و اینکه میخواستم این رسم قشنگ همیشه و همیشه توی ذهنت باشه، با خودم عهد کرده بودم تا زمانی که زنده هستم ، به هر طریقی شده واست سفره بندازم که شما هم یاد بگیری و به این آیین دیرینه و قشنگ احترام بزاری. خودم عاشق تزیین و پهن کردن سفره هفت سین هستم و عقیده دارم حتماً حتماً توی همه ی خونه ها زمان سال تحویل با...
20 فروردين 1392

سال یکهزار و سیصد و نود دو مبــــــــــــــــــــــــــــتارک

سلام. سلام به همه ی دوستای گلم و نی نی های نازشون.عید همه مبارک. از خدای بزرگ و مهربون میخوام که هرچی ازش میخوایید بهتون عطا کنه. و اول از همه سلامتی همه ی بچه های گلمون. حرف زیاد دارم. و مقداری از عکس های سپهر. ولی از اونجایی که فراموشیم دوباره عود کرده (مهدیه جون اینو نبینه) یادم رفته کابل دوربین رو بیارم اداره که عکسهای گل پسرم رو بریزم توی کامپیوتر. هنوز هم که قسمت نشده اینترنت خونه رو راه اندازی کنیم. (التماس دعای زیاد) واسه همین نداشتن اینترنت خونه، حدود بیست و اندی روز از وبلاگ آقا سپهر دور بودیم و از دوستان بیخبر. اگه فراموشی نگیرم، فردا حتماً عکس و همراه با خاطرات میزارم توی وبلاگ. این پست واسه عرض تب...
19 فروردين 1392

عزیزم عیدت مبارک

عید نوروز و حاجی فیروز( پسرم عیدت مبارک ) ابراب خودم ، فصل بهاره ابراب خودم ، موقع کاره ابراب خودم ، تو کنج هشتی ابراب خودم ، پس چرا نشستی رنگ صورتت سیاه اما قلب پاک تو ، یه رنگ با ما وقتی میخونی ، با رنگ شادت همه جمع میشن از اینجا و آنجا حاجی فیروز بخون صدات قشنگه رختای تنت ، رنگ و وارنگ صدای دایره ات ، نوای شادیست می خونه باهات هرکی زرنگه حاجی فیروز اومده سرتو بالا کن عید نوروز اومده سرتو بالا کن پر شده باغ و گلستان ز شکوفه  بلبل از راه اومده لونه شو نیگا کن ...
28 اسفند 1391